10 اشتباه رایج در استفاده از ایمپلنتهای شخصی سازی شده در جراحی فک و صورت و راهحلهای پیشنهادی فرین روشان
مقدمه مقاله
ایمپلنتهای کاستومایز یا شخصیسازیشده، نتیجه پیوندی هوشمندانه میان دانش پزشکی، مهندسی پزشکی و فناوری تصویربرداری سهبعدیاند. این نسل از ایمپلنتها، امکان انطباق کامل با آناتومی بیمار را فراهم کرده و در مواردی مانند ناهنجاریهای مادرزادی، بازسازی پس از تروما، تومورها و حتی نارساییهای عملکردی، نقشی کلیدی ایفا میکنند. اما همانقدر که این ایمپلنتها دقیق و پیشرفتهاند، فرایند استفاده از آنها نیز نیازمند دانش، دقت، هماهنگی و استانداردهایی بالاتر از روشهای سنتی است.
در تجربه بالینی ما و در همکاری با جراحان متعدد در سطح کشور، مواردی دیدهایم که اشتباهات کوچک یا سهلانگاریهای جزئی در استفاده از این ایمپلنتها، منجر به نتایج ضعیف، عوارض ناخواسته یا حتی شکست درمان شده است. در ادامه به ده مورد از این خطاهای رایج میپردازیم، با این هدف که بتوانیم مسیر استفاده بالینی از ایمپلنتهای کاستومایز را هر روز ایمنتر و کارآمدتر کنیم.

اولین گام اشتباه، تصویربرداری ناکافی یا بیکیفیت
نقطه شروع طراحی یک ایمپلنت شخصیسازیشده، تصویربرداری دقیق از ساختار استخوانی بیمار است. این مرحله، همان پایهایست که کل فرایند طراحی بر آن استوار میشود. متأسفانه، در برخی موارد، تصویربرداریهایی با کیفیت پایین، برشهای ضخیم، یا وجود آرتیفکتهای ناشی از حرکت یا فلزات داخل دهان بیمار باعث میشود که مدل سهبعدی حاصل از پردازش، دقت لازم را نداشته باشد. این موضوع به طراحی نادرست و در نهایت عدم تطابق ایمپلنت در اتاق عمل منجر خواهد شد.
راهکار ساده ولی حیاتی، تعریف یک پروتکل دقیق تصویربرداری برای این بیماران است؛ استفاده از CT یا CBCT با ضخامت حداکثر ۱ میلیمتر، میدان دید کامل، و شرایط پایدار بیمار در حین اسکن، امری غیرقابل مذاکره است. همچنین آموزش تکنسینهای رادیولوژی در مراکز تصویربرداری به درک نیازهای طراحی ایمپلنتهای کاستومایز کمک میکند تا از همان ابتدا، تصویر صحیحتری از واقعیت داشته باشیم.
دومین اشتباه، نادیدهگرفتن اندیکاسیونهای صحیح، زیادهروی بینتیجه
ایمپلنتهای کاستومایز، راهحل همه مسائل جراحی فک و صورت نیستند. در مواردی دیدهایم که این نوع ایمپلنتها در بیمارانی استفاده شدهاند که نیاز به آن نداشتند و میشد با یک پلیت خمشده یا حتی یک راهکار سادهتر، همان نتیجه را گرفت. این انتخابهای نادرست نه تنها هزینه بالایی به بیمار تحمیل میکنند، بلکه گاهی پیچیدگی جراحی را نیز افزایش میدهند.
شناخت اندیکاسیونهای دقیق، نظیر بازسازیهای وسیع، آسیبهای غیرمتقارن، ناهنجاریهای مادرزادی یا دفورمیتیهای ثانویه، از وظایف مهم جراح است. تصمیم آگاهانه برای استفاده از ایمپلنت کاستومایز باید مبتنی بر معیارهای علمی و فنی باشد، نه صرفاً امکانات یا تبلیغات.
سومین اشتباه، فاصلهگرفتن جراح از فرایند طراحی، خطایی پنهان ولی عمیق
طراحی ایمپلنت یک کار صرفاً مهندسی نیست. اگرچه مهندسان در طراحی جزئیات ساختاری استادند، اما بدون دانستن نیازهای جراحی، مسیر برش، نقاط قابل دسترس، زاویه دید جراح، یا حتی اهداف درمانی (اعم از عملکردی یا زیباییشناختی)، نتیجه طراحی ممکن است در اتاق عمل ناکارآمد باشد.
متأسفانه برخی جراحان پس از ارسال تصاویر، دخالتی در مراحل بعدی طراحی ندارند و طرح نهایی را در زمان تحویل میبینند. این روند، احتمال اشتباه در تعیین ابعاد، زاویه پیچها یا شکل کلی ایمپلنت را افزایش میدهد. مشارکت فعال جراح در جلسات آنلاین طراحی، بررسی گام به گام مدلها و استفاده از حاشیهنویسی دقیق بر روی تصاویر، از کلیدیترین گامها برای طراحی موفق محسوب میشود.

چهارمین اشتباه از 10 اشتباه رایج در استفاده از ایمپلنتهای شخصی سازی شده، اشتباه در فیکساسیون از محل نامناسب پیچ تا فشار بیشازحد
یکی از دلایل اصلی موفقیت یا شکست ایمپلنتهای کاستومایز، نحوه و محل فیکساسیون آنهاست. گاهی پیچها در نواحیای طراحی میشوند که استخوان کافی برای نگهداشتن آنها وجود ندارد، یا دسترسی به آن ناحیه در جراحی بسیار دشوار است. در برخی موارد دیگر، پیچها با زاویه نادرست یا با فشار بیشازحد بسته میشوند و همین امر باعث ترک خوردن یا لق شدن پیچ میشود.
طراحی هوشمندانه کانال پیچها، در هماهنگی با واقعیت آناتومیک بیمار، نقش مهمی در جلوگیری از این مشکل دارد. همچنین استفاده از ابزارهای Torque Limiter در حین جراحی، رعایت الگوهای بستهشدن استاندارد پیچها و حتی طراحی گایدهای پیچ در موارد حساس، از ابزارهایی است که باید در اختیار تیم جراحی قرار گیرد تا از بروز خطا در این مرحله حساس جلوگیری شود.
پنجمین اشتباه، عدم استفاده از گاید جراحی، خطایی که هنوز تکـــــــــــــرار میشود
در بسیاری از موارد، طراحی ایمپلنت بدون طراحی گاید اختصاصی برای برش، جایگذاری یا فیکساسیون، باعث بروز خطاهای موقعیتی میشود. بهویژه در بازسازیهای پیچیده، نبود مرجع دقیق برای تعیین موقعیت باعث میشود که ایمپلنت با انحراف چند میلیمتری نصب شود و این انحراف کوچک، منجر به نتایجی ناپایدار یا حتی نامطلوب شود.
استفاده از گایدهای جراحی اختصاصی که متناسب با آناتومی همان بیمار طراحی شدهاند، دقت کار را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد. این گایدها میتوانند بهعنوان ابزار مکانیابی، هدایت مسیر برش یا حتی تعیین زاویه پیچ عمل کنند و باید جزئی جدانشدنی از هر پروژه پیچیده باشند.

ششمین اشتباه، عدم هماهنگی زمانی، چالشی لجستیکی ولی حیاتی
برنامهریزی ضعیف برای تحویل ایمپلنت، استریلسازی و رزرو اتاق عمل، در برخی موارد باعث لغو جراحی یا تأخیرهای پرهزینه شده است. فرایند طراحی، تأیید، تولید، پرداخت، تحویل و استریلسازی نیاز به هماهنگی دقیق بین تیم درمان، شرکت تولیدکننده و مرکز جراحی دارد.
استفاده از چکلیستهای زمانبندی و رزرو نهایی عمل تنها پس از دریافت نسخه تاییدشده ایمپلنت، راهکارهایی ساده اما بسیار مؤثر برای جلوگیری از این چالشها هستند.
هفتمین اشتباه، اشتباهات در استریلسازی، گاه جبرانناپذیر است
ایمپلنتهایی با سطوح حساس، پرداخت خاص یا شکلهای پیچیده، نیازمند روشهای استریلسازی ویژه هستند. استفاده از حرارت بالا یا مواد ناسازگار با سطح، ممکن است خواص مکانیکی یا زیستی ایمپلنت را تحت تأثیر قرار دهد.
در این مرحله، توجه به دستورالعمل رسمی شرکت تولیدکننده و استفاده از خدمات استریلسازی معتبر، نقشی حیاتی در حفظ کیفیت ایمپلنت ایفا میکند. برخی شرکتها حتی بستهبندی استریل را بهصورت آماده ارائه میدهند که در این صورت، اطمینان از سلامت ایمپلنت بیشتر خواهد بود.

هشتمین اشتباه، تماس ناخواسته با اعصاب یا بافت نرم، مشکلی دردناک و غیرضروری
در برخی طراحیها، بهویژه زمانی که طراحی بدون درنظرگرفتن روابط دقیق آناتومیکی انجام میشود، ایمپلنت در محلهایی قرار میگیرد که با اعصاب، عضلات یا حتی پوست در تماس مستقیم است. این تماس ممکن است منجر به درد مزمن، عفونت، extrude یا حتی آسیب عصبی شود.
طراحی ایمپلنت باید همراه با بررسی دقیق مجاورت ساختارهای حیاتی انجام شود. لبههای صاف، طراحی ارگونومیک و کاهش تهاجم به مناطق حساس، اصولی هستند که در طراحی حرفهای باید رعایت شوند.
نهمین اشتباه بیتوجهی به مستندسازی و بازبینی نتایج درمان
یکی از فرصتهای از دست رفته در بسیاری از موارد، عدم ثبت نتایج درمان، مقایسه تطابق ایمپلنت با طرح اولیه یا مستندسازی خطاهای احتمالی است. بدون این بازبینیها، فرایند طراحی و اجرا نمیتواند بهبود پیدا کند.
انجام تصویربرداری پس از عمل و تحلیل آن با استفاده از نرمافزارهای پیشرفته تطبیق مدل سهبعدی، امکان اصلاح روشهای طراحی در آینده را فراهم میسازد. همچنین این مستندات، در موارد قانونی یا گزارشدهی به نهادهای علمی، ابزارهای ارزشمندی هستند.
دهمین اشتباه، انتخاب شرکتهای فاقد استاندارد، اشتباهی پرهزینه اما پنهان
متأسفانه بازار ایمپلنتهای کاستومایز در برخی کشورها هنوز از نظارت کافی برخوردار نیست. برخی شرکتها بدون داشتن استانداردهای بینالمللی (مانند ISO 13485 یا CE marking) اقدام به طراحی و تولید ایمپلنت میکنند. استفاده از چنین محصولات فاقد اعتبار، ممکن است پیامدهایی مانند واکنشهای ناخواسته، خرابی مکانیکی، یا حتی تبعات حقوقی برای جراح داشته باشد.
جراحان باید اطمینان حاصل کنند که شرکت طرف قرارداد، دارای گواهینامههای معتبر، تیم طراحی مجرب و زیرساختهای مناسب تولیدی و استریلسازی باشد. شفافیت در مستندات، کیفیت طراحی، و ارائه گزارشهای علمی از جمله شاخصهایی است که میتوانند سطح اعتماد را افزایش دهند.
سخن پایانی از 10 اشتباه رایج در استفاده از ایمپلنتهای شخصی سازی شده
استفاده از ایمپلنتهای کاستومایز، فرصتی کمنظیر برای دستیابی به نتایج درمانی دقیقتر، با ثباتتر و زیباتر در جراحیهای فک و صورت است. اما این فناوری، تنها زمانی به حداکثر اثربخشی خود میرسد که تمام اجزای آن—from imaging to planning to fixation—با دقت، دانش و مشارکت کامل انجام گیرد.
شرکت فرین روشان طب، با تکیه بر تجربه طراحی صدها ایمپلنت و همکاری نزدیک با جامعه جراحی فک و صورت کشور، همواره آماده ارائه راهکارهایی علمی، مستند و بهروز برای بهینهسازی این مسیر است.